چه خوب میشد همین لحظهیک اتفاقی میافتادمثلا باد می آمدمیرفت باغهای بالا را دور میزدبرمیگشت، خاک را بو میکرد،و از کنارِ شمشادهای شکستهبوی خوش آب وخبر از هوای حامله میآورد.
اصلا بادچرا از چیزی شبیه باران نمیخواند!
پس کی میآید همان که میگوینددریا را با خود خواهد آورد!؟مادرم میگویدبرای شنیدنِ آوازِ آینه نباید عجله کرد،بالاخره میآیدکسی که با زورقِ آوازهاشدریا را با خود خواهد آورد.می آید با آسمانِ بلند ه